تبليغاتX
یــاران را چه شد؟

یــاران را چه شد؟

علایی مجاهد یا منافق؟


یادداشت روز 19 دی سردار حسین علایی  در روزنامه اطلاعات زمینه ای را فراهم ساخت تا شاهد بازتاب نگرش های متفاوتی از سوی موافقان و مخالفان شرایط حاکم بر کشور باشیم. بررسی عکس العمل های فیزیکی و قلمی مخالفان دیدگاه ِ آقای علایی بیانگر این واقعیت است که این گروه نتوانسته یا نخواسته اند به درستی واقعیات جامعه امروزین کشور را درک کنند. در این زمینه بیان چند واقعیت انکار ناپذیر، چشم انداز روشنی را در برابر دیدگان حق بین قرار خواهد داد:

1- سردار حسین علایی را دست کم پاسدارانی که در جایگاه های مختلف خدمتی همراه ایشان بوده اند میشناسند. شاید ایشان را بتوان در فهرست اسطوره های جنگ تحمیلی و آزاد اندیشانی جای داد که جهاد علمی و عملی را سرلوحه ی خود قرار داده و همواره مصداق توصیه ی به حق و صبر بودند. هیچگاه فراموش نمی شود خصلت هم نشینی وی با بدنه سپاه و یا ستم دیدگانی که از تنگ نظری های حفاظت و عقیدتی سیاسی به ستوه آمده و از  سپاه رانده می شدند. بازگرداندن شهیدان باکری به سپاه که ستاره ای درخشان بودند بر فراز جنگ تحمیلی هنوز به یاد ماندنی است. در مدتی که مسئولیت ستاد مشترک سپاه بر عهده ی علایی بود دفتر وی محل مراجعه ی خیل نیازمندان سپاهی ای بود که برای دریافت مبلغ وام معیشتی و یا مسکن مراجعه می کردند. او همان سردار آزاده، خاکی، صبور و مجاهدی است که پرونده ی افتخار آمیز در دوران دفاع از انقلاب و کشور دارد. مگر فراموش کرده ایم که یکی از فروع مسلم دین ما در دوران امام خمینی جهاد و دفاع از کشور بود و امروز کسانی در حال پرونده سازی و جای دادن خود در خط امام هستند که پیشینه ای تاریک و ذلت بار از عدم همراهی با مردم و امام و یا عدم حضور در جبهه را دارند. علایی در پیام خود می خواست بگوید اگرچه آینده روشنی را برای کشور و حاکمیت پیش بینی می کند ولی پایان نامیمونی در انتظار دیکتاتوران عالم است که متاسفانه وی اینگونه با درشتی و تندی مواجه شد.  

2- مخالفان یادداشت آقای علایی با برخورداری فراوان از امکانات مادی و امنیتی حکومت، با تشبیه ایشان به کفتار و شمر و فتنه گر و ...، خواسته اند هر آنچه از خشم و نفرت را می شود بروز داد بر او ببارند، اما آیا آن ها به راستی برای کسی که بخواهد مشی مولاامیرالمومنین(ع) این امام همام را پی جوید، به عنوان الگو به مردم نشان داده اند، تا پس هر رویدادی به دوران صدر اسلام استناد کنند. مگر در صدر اسلام مردمان با بهره گیری از سنت پیامبر از حاکمان خود بازخواست و انتقاد نمی کردند؟مگر تاریخ دوره ی خلفای راشدین از جمله دوران حکومت کوتاه مدت امام علی(ع)سرشار از این گونه برخوردهای انتقاد آمیز با رهبران نیست؟آیا امروزه با وجود همه پیشرفت های اطلاعاتی و رسانه ای می توانیم به مانند مردمان صدر اسلام به راحتی از حاکمان خود انتقاد کنیم و سپس نگران امنیت خود و خانواده نباشیم؟

3- مطالعه تاریخ هزاران ساله ایران با حاکمیت های استبدادی و شاهنشاهی گویای این واقعیت است که مردمان همواره از فشار ظالمین نالان و در بند بودند و در شرایطی  که امکان هر گونه انتقاد محدود می شد آنها به استعاره روی می آوردند. از این رو تاریخ ادبی کشورمان سرشار از اینگونه صنایع است. به طوریکه ادبای آزاد اندیش برای روشنگری به ناچار از صنایع شعری استفاده می کردند.آقای علایی نیز در یادداشت خود با قلمی روان و ساده میخواهد بگوید ای مستبدان عالم هر دیکتاتوری که رفتاری این چنین در پیش گیرد فرجامی مشابه محمد رضاشاه در پیش رو خواهد داشت.آقای علایی این پیام را نه از پیش خود بلکه از تذکرات و اشارات فراوان قرآن کریم یافته است. در آیات بسیاری برای ستم کاران سرانجامی تاریک پیش بینی شده است و خداوند همواره می فرماید: هیچگاه ظالمین رستگار نمی شوند.   


Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


مجید نداف،متولد اریبهشت ماه 1358از تهران محله بازارچه معیر-گذرقلی است.دارای دیپلم طبیعی در سال 1356 است. در اسفند سال 57 وارد سپاه شد. در جنگ اول کردستان و جنگ جنوب شرکت داشت و پس از آن در حوزه های تحقیقاتی ادامه فعالیت داد تا سرانجام در بهمن سال 80 بازنشسته شد. او پس از جنگ لیسانس خود را در رشته پژوهشگری اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی اخذ کرد و فوق لیسانس خود را در رشته جامعه شناسی در دانشگاه تهران طی کرده است.